۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

جان فدای ازادی

جان فداي آزادي

آن زمان که بنهادم سر به پاي آزادی

دست خود زجان شستم از آزادی


تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

مي روم به پاي سر در قفاي آزادي


با عوامل تكفير صنف ارتجاعي باز


حمله ميكند دايم بر بناي آزادي


در محيط ظوفانزاي, ماهرانه در جنگست


ناخداي استبداد با خداي آزادي


شيخ از آن كند اصرار بر خرابي احرار


چون بقاي خود بيند در فناي آزادي


دامن محبت را گز کني زخون رنگين


مي توان تو را گفتن پيشواي آزادي


فرخي زجان و دل مي کند در اين محفل


دل نثار استقلال جان فداي آزادی

فرخی یزدی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر