۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

خود شناسی در سایه عدل



راه کجاست کعبه ومقصود کجاست عشق چیست عاشق ومعشوق کیست ........

ایا تاکنون به خودمان فکر کردیم اینکه کی هستیم چی هستیم چه کاره ایم
ایا تاکنون جلوی آینه ایستاده ایم و به خودمان ظاهروبا طن مان نگریستیم؟ هرکسی خودش از درونش بهتراگاهست اینکه نمی تواند خودشو فریب بده(گول بزنه) اینکه چه جور ادمیه میتونه رو خودش حساب کنه قضاوتش در مورد خودش چیست؟
هرکسی از ظنّ خود شد یار من

وز درون من نجست اسرار من

در انـدرون مـن خستـه دل ندانـم کـیست

که من خموشم و او در فغان وغوغاست درونم

شما در مورد خودتان چه فکر میکنید؟ چگونه انسانی هستید؟ ایمانتان چه اندازه است؟
ایا انسان معتقدی هستید؟ در مورد اعتقادات مذهبی خودتان فکر کرده اید؟ حقیقت را در چه می بینید؟

حال لابد این سئوال را بپرسید خودت چه فکر میکنی ؟

به اعتقاد بنده مذهب یک وسیله برای رسیدن به سعادت وخوشبختی بشر نه یک چیز دست وپاگیری که انسان را درگیرمسائل مختلف کند وازادی، رفاه واسایش اورا بهم ریزدووسیله ای برای سود جویی بعضی افراد شود که به ما بگویند چه کنیم چه نکنیم کجا بریم کجا نرویم و.....دائم اینکه چشم بسته به تقلید از انها بپردازیم چرا که انها بهتر ازهمه راه رااز بی راهه تشخیص میدهند ومیتوانند بجای ما تصمیمات عاقلانه بگیرند.در درجه اول این خود انسان است که با تحقیق ومطالعه بهترین راه برای انتخاب زندگی با سعادت راباید برگزیند البته هستند کسانی که اعتماد به نفس ندارند واحتیاج به کسی یا کسانی دارند که از انها تقلید کنند ونمی توانند مستقل عمل کنند که کار درستی نمی باشد خداوند به انسان عقل و شعور داده که خود راهش را انتخاب کند و به سعادت واقعی رسد البته الگو برداری ازراه و روش درست دیگران که در زندگی موفق بوده اند راخوب می دانم اما نه در همه جا و همه کس به گونه ایکه استقلال فکری خودمان را از دست دهیم البته در ضمینه مهمی چون اعتقادات مذهبی البته تقلید درست از بزرگان دینی یکی از راه های رسیدن به حقیقت و گرفتن تصمیم درست است

ازحضرت امیر(ع)پرسیدند:بهترین انچه به انسان داده شده چه چیز است؟

ایشان فرمودند: داشتن عقل می باشد زیرا!

1)اگراو راعقل نباشد،اورا برادر مؤمنی باشد که با او مشاوره نموده واز عقل او استفاده کند.

2)اگراینهم نباشد،در مجالس سکوت اختیار نماید وحرف نزند.


3)اگر اینهم نباشد،پس مرگ فوری بیاید اورا در یابد یعنی چنین مرد را مردن بهتر است از زندگی است.

الگوی من همواره مولا علی (ع) بوده

چرا که شخصیت ایشان بی نقص وکامل است

تواضع،صداقت،شجاعت،درایت،بردباری وبسیاری از صفات انسانی این شخصیت بی همتا، اینکه حرفشان با عملشان یکی بود.اهل جا ه طلبی ویا تشنه قدرت نبودند ،هرگزبخاطررسیدن به خواسته های دنیویشان(مال ومقام) عدالت را زیر پا نگذاشتند وخون کسی را به ناحق نریختند ،اعتقاداتشان را به هیچ بهایی نمی فروختند ایشان به اجرای عدل وداد اهمیت وحساسیت بسیارمی ورزیدند و در این راه راسخ بودند، در مورد این شخصیت مهم تاریخی گفتنی زیاد است اما کلام گرانبهایی از ایشان است که جان مطلب دران خلاصه شده ،همان کلامیست که هدف بسیاری از پیامبران الهی نیزبوده ، در صورتی که بسیاری از ما پیروان ان حضرت نسبت این فرمایش ایشان بی توجه هستیم و به ان عمل نمیکنیم وباعث بسیاری از گمراهی ها شده باتوجه به ان که کلید حل بسیاری از مشکلات در این دو جمله نهفته است اگر به ان بهاٌ داده میشد وهر کس خود را مؤضف به رعایت ان می کرد حال دنیا گلستان بود واین همه درگیری وناراحتیها وجود نداشت این کلام کوتاه اما پر معنی این است

هرچه خود می پسندی برای دیگران هم بپسند

وهرچه نمی پسندی برای دیگران هم مپسند

واقعاً به عنوان یک شیعه چه اندازه کلام مولا را سرلوحه کارهایمان قرارداده ایم ایا وظیفه انسان مومن نمازوروزه ،ذکرودعاخواندن است ایا اگر نماز شب بخواند، دائماً به سجده رود به گونه ای که پیشانیش پینه ببندد کافیست کلام خداوند فقط همین است که دائم اورا عبادت کنید واز او طلب امرزش بخواهید کافیست که او شما را مورد امرزش قرار دهد؟ ایا پروردگارتان در مورد حق الناس سفارشی نداشته؟
خداوند بلند مرتبه می فرماید: که او امرزنده است اما تا انجایی که بنده در حق پروردگارش کوتاهی کرده باشد نه در حق بنده او.بطور مثال اگرنماز قظایی داشته باشد خداوند می تواند از او بگذرد(مورد بخشش قرار دهد)اما اگر درحق بنده او ظلمی روا دهد(شهادت دروغ دهد ، تهمت،دروغ،غیبت،خیانت در امانت،غصب انوال دیگران)خداوند در این مورد نمی تواند از خطای بنده اش بگذرد بجزبنده یا بنده های اوکه از خطایش بگذرند (از دست او راضی شوند )در اینجا خداوند اختیار از خود سلب می کندوگذشتن از گناه بنده اش را به رضایت بنده گانش میسپارد.
قضاوت صحیح واجرای درست عدالت یکی از حساس ترین امور میباشد،که وظیفه خطیریست برعهده بنده گان خدا
همچنین رسالت بزرگ پیامبران الهی نیز بوده ،همواره در برابر کسانی که به اجرای درست عدالت نمی پرداختند واجرای عدالت را سلیقه ای, در جهت منافع خود یا نزدیکان خود عمل می نمودند و تبعیض قائل میشدند به مبارزه با انها میپرداختند. کسی که به خدا و روز قیامت اعتقاد راسخ داشته باشد نمی تواند عادل نباشد واز حق وحقیقت دفاع نکند یادر برابر بی عدالتی سکوت اختیار کند، حتی اگر جان،مال وفرزندانش در خطر باشد این یکی از نشانه های صالحان خدا ترس است

خداوند در بسیاری از ایات خود در مورد عدل اینگونه میفرماید

خدايي است كه به پيامبرانش فرمان عدل مي دهد. و دو بار به مؤمنان هشدار داده كه مبادا دشمني با كافران موجب شود رفتاري جز از سر عدل وداد با آنان پيشه كنند

8 مائده) خدايي است كه تقوي را تنها در سايه عدالت امكان پذير مي داند وبه آن فرمان مي دهد.

8 مائده) به پيامبرانش در كار اداره جامعه وقضاوت بين مردم برعدالت تاكيد مي كند

نساء58)وهمه جا به قسط وعدل اصرار مي ورزد

وهمچنین در ایات زیاد دیگری دراین مورد سخن گفته شده نحل90، حجرات9، ممتحنه8، مائده42، نساء127و125 واعراف29

با این توصیفات مومن واقعی کیست؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر